گنج

شمارهٔ ۵۱ - جام شراب

۴ بیت
هنوز بنده عقلم، بیار جام شرابکه دیو عقل، گریزان شود ز نام شراب
شراب وصل، بر آن عاشقی گوارا بادکه خاک میکده بوسد، باحترام شراب
خوشم، که گوش نصیحت شنیدنم نبودکه مست دائمم، از خوردن مدام شراب
زمن مپرس، که را خواهی؟ و چه را جوئی؟رفیق اهل، و لب جویبار و جام شراب