گنج

شمارهٔ ۵۲ - سر در پی صیاد

۶ بیت
دردی که من از گردش ایام کشیدمکم بود؟ که باز از تو گل اندام کشیدم
از هر نفس باد، که از کوی تو برخاستهرلحظه دو صد حسرت پیغام کشیدم
از میکده بیرون ننهم پای، که اینجادردی نکشیدم من و صد جام کشیدم
دردام، پی دانه رود صید و من مستسر در پی صیاد درین دام کشیدم
تا بینمت ایماه، که در کوی که هستیچون ماه، سر از گوشه هر بام کشیدم
ناکام نخواهم شدن از وصل تو، زیراناکامی عالم، پی این کام کشیدم