شمارهٔ ۴۲ - ناله شبگیر
دلخسته چو من، در همه آفاق کسی نیستپربسته تر از مرغ دلم، در قفسی نیست
غم، ناله ز تنگی دلم دارد و گویمبا هم نفسی ساز، که عیسی نفسی نیست
جز باده، که درمان دل غمزدگان استفریاد رس این دل غمدیده کسی نیست
با قافله عمر، روانیم و در این راهجز ناله شبگیر، صدای جرسی نیست
ای قافله سالار اجل، مهلتی امشبکاز عمر بسی مانده و تا صبح بسی نیست