گنج

شمارهٔ ۴۱ - آهنگ بوسه

۶ بیت
دوش آن پری، که رخنه بدلها نمود و رفتآمد بناز، بوسه ای از من ربود و رفت
یک جرعه داد، ساخت مرا تشنه کام تردردی، بدردهای دل من فزود و رفت
سرمست از می آمد و سرخوش نشست و رفتیک لحظه همچو سرخوشی باده بود و رفت
ماه تمام بود، ولی همچو ماه نوآمد دمی و گوشه ابرو نمود و رفت
من منتظر، که از پی آن بوسه چون کندلب را بگفتگوی دگر ناگشود و رفت
از داستان عشق و وفا بین ما، همانآهنگ بوسه بود که دستان سرود و رفت