گنج

شمارهٔ ۲۶ - زبان نگاه

۵ بیت
گر زبانم را نمی فهمی، نگاهم را به بینچهر دردآلود و چشم بیگناهم را به بین
گر نمیدانی که روزم با غمت چون بگذردیکشب اینجا باش و تا صبح اشک و آهم را به بین
دوست نادان و عدو دانا جهان ناسازگارزاین میان، در سایه ساقی پناهم را به بین
ای پریوش! گر خطائی دیده ای، بر من مگیردشمنی را دوست خواندم، اشتباهم را به بین
جز وفا هرگز نکردم، گر خطا پنداشتیپیش رویت دیده گان عذر خواهم را به بین