شمارهٔ ۲۵ - عالم تنهایی
تا چند بروز آرم، شب با غم تنهائیجز ناله شبگیرم، کو؟ همدم تنهایی
جز سایه لرزانی زاین شمع شبستانیدر خلوت ما و دل، کو؟ محرم تنهایی
بر چهره چه بارم؟ اشک؟ کاین برگ خزان دیدهشاداب نخواهد شد زین شبنم تنهائی
آن شوخ پریوش کو تا چون شب دوشینماز بوسه کند سرمست در این دم تنهایی
ای ساقی شکر لب جام می لعت کو؟تا نعره زنان گویم خوش عالم تنهایی
وقت است که چون حافظ، فریاد زند فرهادای پادشه خوبان داد از غم تنهایی