گنج

شمارهٔ ۱۰۸ - مردی و مردمی

۴ بیت
دلم رمیده ز دیدار مردم است امروزکه مردی همه در مردمان گم است امروز
ز مردمان، طمع مردمی چه میداریکه شاهد همه رو به صفت دم است امروز
عجب مدار که خون میچکد ز مردم چشمکه هرچه میکشم از دست مردم است امروز
امید مردمی، از مردمان چه میجوئی؟که طینت همه چون طبع کژدم است امروز