گنج

شمارهٔ ۹۹۸

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیه: ارامده۱۱ بیت
ای نسیم از چیست زلفش را پریشان کرده‌ایصد دل شیدا به هم دست و گریبان کرده‌ای
صد چو مجنون آشکارا در بیابان طلبخویش را لیلی‌صفت در خیمه پنهان کرده‌ای
می‌زند موج سرشکت لطمه بر کشتی چرخاز تنور سینه باز ای دیده طوفان کرده‌ای
ای زلیخا با رسن بازی گیسوی درازصد چو یوسف در تک چاه زنخدان کرده‌ای
عاشقان بردند نامت مدعی شد در طلبوه که ایشان را به آن گفتن پشیمان کرده‌ای
غمزه را گفتی که بشکن توبه زهاد رافتنه مخمور را ساقی مستان کرده‌ای
ارغوان رخ تن سمن شمشاد قد موضمیرانپای تا سر خویش را رشک گلستان کرده‌ای
زلف زنار و رخت میخانه محراب ابروانقبله گاهی رسم اندر کافرستان کرده‌ای
جای طوطی خطت بنشانده خال سیاهزاغ را بهر چه جا در شکرستان کرده‌ای
کس دگر آشفته شکرباز نشناسد زهندتا شکرریزی تواند ملک ایران کرده‌ای
از نی کلک تو می‌ریزد مدیح مرتضیشکرستانی عیان از این نیستان کرده‌ای