گنج

شمارهٔ ۹۸

قافیه: اب۱۰ بیت
علی الصباح که ریزد به باغ اشک سحاببه عذر توبه شکن می‌کشان مست و خراب
از آن شراب شبانه کرم کن ای ساقیکه تا ز خاطر مستان بری کسالت خواب
خمار و خواب ز سر کی رود مگر از میقدح بیار پیاپی مکن دریغ شراب
اگرچه در رمضان بسته بود میخانههزار شکر گشودش مفتح الابواب
گذشت آنکه زدی طبل را به زیر گلیمبگو مغنی مجلس به بانگ و چنگ رباب
صلای عیش به نوروز داده است ملکغمین دگر ننشینند یا اولی الالباب
مهل به بیهده فیض سحاب در گلزارکه مغتنم شمری فیض صحبت اصحاب
تهی و ساده عیش و نشاط در بستانبه رغم دشمن بدگوی و شادی احباب
ترانه گوی عنا دل ز مقدم گل نوغزل سرایی آشفته مدحت اطیاب
کدام سلسله پاکان نبی و آل کرامخصوص آنکه به غیب اندر است و بسته نقاب