شمارهٔ ۹۴۸
ماه ذیعقده است ای ساقی قعود از جنگ کنخون مردم بس زخون رز رخی گلرنگ کن
نوبتی زد نوبت عشرت بزن بر طبل چنگمطربا ساز طرب کن جنگ اندر چنگ کن
شاهد گلرو بمحفل پرده بگرفت از جمالبلبل عاشق کجائی نغمه ی آهنگ کن
تابکی شور مخالف راست زن راه حجاززنگ غم را پاک کن از زنگوله سارنگ کن
چند سالوس و دورنگی زاهد نیرنگ سازخویش را چون میکشان از آب خم یکرنگ کن
همچو گل بر شاخ عشرت خنده زن وقت سحرتا که گفته در چمن دل را چو غنچه تنگ کن
مانی نوروز گیتی رشک انگلیون نمودخامه سحرآمیز دار و صفحه را ارژنگ کن
تاز در دشت سخن اسب مدیح مرتضیادهم مدحت سرایان جهان را لنگ کن
گر کشد از چنبر حکمت فلک آهسته سردست حق داری سر خصمت بدار آونگ کن