گنج

شمارهٔ ۹۱۴

قافیه: ستان۷ بیت
گشوده اند در خانه باز خمارانکه تا تدارک روزه کنند میخواران
تو شمع خلوت انسی مرو بمحفل عامبحفظ خویش نپردازی و پرستاران
متاع دین و دل از زلف و چشم او که بردکه راه قافله را بسته اند طراران
بیا چو باد سحرگه که جان بیفشانندچو شمع صبحگهی در رهت هواداران
دوای این دل مجروح را زبوسه بیارنهان بود بلبت چون شفای بیماران
حدیث عشق زآشفته بشنود بلبلاگر چه دعوی بیهوده کرده بسیاران
اگر دلی بودت وقف کن بمهر علیمباد آنکه دهی دل بخیل دلداران