گنج

شمارهٔ ۹۱۲

قافیه: نکن۷ بیت
تا چند چو گوئی تو بچوگان نکویانبگریز از این سلسله و سلسله مویان
با این همه ناسور جراحت که به دل هستپرهیز نداری تو از این غالیه مویان
خونت بخورند و ننمایند به تو رویجز سنگدلی نیست در این آینه رویان
سر کرده قدم در ره کعبه بتکاپویاز خار ندارند خبر بادیه پویان
زهاد بجز وسوسه تو به نگویندای باده کشان دوری از این وسوسه جویان
در رقص بیارد بفلک زهره چنگیمطرب شود از پرده عشاق چو گویان
آشفته پی چشمه حیوان چو خضر بازاز خاک در حیدر و آبش شده جویان