گنج

شمارهٔ ۹۰۶

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ان۱۷ بیت
ای سراپا فتنه وی فتنه بر روی تو منآفت پیر و جوانستی بلای مرد و زن
چهره یک گلزار کابل جلوه یک کشمیر سروزلف تو یک ملک تبت چشم یک کشور فتن
وصف آن رخساره و لب تا صبا در باغ گفتگل دریده جامه و غنچه فروبسته دهن
روی تو ماهست و خطت مشک ای شمع چگلگر بیامیزند با مه مشک و سنبل یاسمن
هندوان تو بهشتی زنگیان تو ز رومعقربانت ماه منزل چشمت آهو خط ختن
حسن تو ملک سلیمان نوبت حشمت مکوبلعل تو انگشتری و زلف جادو اهرمن
خیل غمزه در کمین و چشم جادو پرفسونالامان زان شبروان و الحذر زین راهزن
گرگ بدنام است ای یعقوب دیده باز کنحیله اخوان دریده یوسفت را پیرهن
تا چه دید از حالت پروانهٔ پرسوخته ‏شمع را کو دیده گریان بود اندر انجمن
طلعت لیلاست این یا داغ مجنون توامانلاله‌های داغداری کو بروید از دمن
کشتگان عشق را هر یک نشانی داده‌اندداغ حیدر روید آشفته چو گل از خاک من
مدعی تا چند می‌کوشی تو در آزار منمرحمتی ناید تو را بر ناله‌های زار من
من سگ کوی مغانم رتبه من پاس دارطوق اخلاسم به گردن بین بدان مقدار من
سر عشقی بود پنهان در درونم سال‌هااز چه ای دیده دریدی پرده اسرار من
نه شهاب ثاقب آمد آفت دیو رجیمتو نه پرهیزی چرا از آه آتشبار من
من که چون زر تفته‌ام از آتش اخلاس عشقچون محک ای دل سیه جویی چرا معیار من
رخت سالوسم نباشد بت‌پرستم برملافخرها بر سبحهٔ تو دارد این زنار من