شمارهٔ ۸۸۸
زاهدا ذوق بهشتت هست بر آن رو ببینچشمهٔ تسنیم و کوثر در دهان او ببین
نافه مشک ختن گر آید از آهو پدیدیک لطیمه عنبرش پیرامن آهو ببین
حیلهٔ هاروت و ماروتش نگر در چین زلفسحر بابل را عیان زان نرگس جادو ببین
کعبهٔ اهل دلش گیسو حجر خال سیاهقبلهٔ اهل نظر در آن خم ابرو ببین
حوری و غلمان چه خواهی آن رخ دلکش بخواهسدره و طوبی چه جویی آن قد دلجو ببین
آینه عیبت نگوید روبهرو از کف بهلتا بدانی زشتی خود در رخ نیکو ببین
از شبان تیره تا کی روز میداری طمعصبح صادق را عیان زان حلقهٔ گیسو ببین
صد دل شیدا شهید خنجر مژگان اوصد سر سوداییش آویزهٔ آن مو ببین
تا که چوگان کرده ترکم طرهٔ طرار زلفقرص خورشیدش اسیر صولجان چون گو ببین
میکنی تقریر وصف چین زلف آن پریبزم را آشفته از این گفتوگو خوشبو ببین
مظهر واجب بود مانا علی مرتضی استاسم او را مرتسم ای عارف اندر هو ببین