گنج

شمارهٔ ۸۷۹

قافیه: یبان۱۴ بیت
ای ز سنبل پرده بسته بر سمنوی رطب آورده از سرو چمن
از سمن هرگز بنفشه سرزدهیا شکر داد است سرو سیمتن
موسی ار پروانه‌ات گردد رواستشمع طور آورده‌ای در انجمن
طالب کعبه نداند پا ز سرعاشق صادق نخواند جان و تن
چون بشیر از مصر می‌آید مرابشکنم امشب در بیت‌الحزن
آب آتش‌گون بده پرده بسوزاز تن خاکی حجابی برفکن
در ره عاشق نگنجد بحر و بردر حدیث عشق نبود ما و من
چیست آن لعل لبان عین الحیانچیست چشمان سیه ام‌الفتن
دیده‌ای بلبل به رنگ و بوی گلگل شنیدی صاحب صوت حسن
با چنین آواز دلکش بذله‌سنجدر مدیح پرده‌دار ذوالمنن
شاه مردان شیر یزدان مرتضیمیر اژدر در شه خیبرشکن
مرده از شوقش برآید از لحدرستم از بیمش بدراند کفن
داورا امکان خدایا حیدراوارهان آشفته را از قید تن
تا پذیرد عذر عصیان مراآورم پیشت حسین و هم حسن