گنج

شمارهٔ ۸۵۳

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ام۱۱ بیت
مگو که شرح فراق تو را شماره نکردمشبی نشد که کناری پر از ستاره نکردم
غریق بحر و خود مستحق طوفانمچرا که از نم چشمان تر کناره نکردم
زچاک سینه عیان است مرغ دل بنگرمگو که جامه جان از غم تو پاره نکردم
طبیب عشق چه خوش گفت با مریضان دوشکه گفت درد دل خوش را که چاره نکردم
نرفته لذت قربان شدن مرا از کامدریغ و درد که جانرا فدا دوباره نکردم
هزار آیت غم دیده ام از این سودامگر بمصحف روی تو استخاره نکردم
چه پرسی از من بیدل که چاه یوسف کومگر بسیب زنخدان تو اشاره نکردم
غمم زکشته شدن نیست این غمم گشتهکه از چه دردم کشتن تو را نظاره نکردم
صنم پرست نه آشفته و ندیده صمد رابجز بمظهر حق مرتضی اشاره نکردم
مگیر خرده که زنار و سبحه بگسستمولیک رشته مهر و وفات پاره نکردم
زسیل اشک نشاید نشاند آتش دل راکه آب شور زدم چاره شراره نکردم