گنج

شمارهٔ ۸۱۷

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: وشبنشینم۱۰ بیت
زتو چون خبر بگیرم که زخود خبر ندارمبکه بنگرم که جز تو بکسی نظر ندارم
بشب فراق چون شمع که بسوزد اشتیاقمچکنم بشام وصلت که زخود خبر ندارم
من از این شکر دهانان همه عمر صبر کردمزدرخت صبر زین بس طمع شکر ندارم
ثمرِ وفا و مهر است ، به باغِ عشقِ آن گل،منم آن نهال بی بر که جز این ثمر ندارم
همه جای رانده گشتم چه زکعبه چه خراباتتو از این درم چه رانی که در دگر ندارم
بهوای پرفشانی بقفس زجای جستمخبرم نبود از خویش که بال و پر ندارم
همه تن شدم چو آتش زشرار عشق امابتو سنگدل خدا را چکنم اثر ندارم
منم و دو دیده دل بمصاف ترک چشمتزبرای تیر مژگان بجز این سپر ندارم
تو بمصر حسن یوسف من و عشق پیر کنعاننتوانم اینکه گویم که غم پسر ندارم
به علی بریم آشفته شکایت از اعادیکه جز او بهر دو عالم شه دادگر ندارم