شمارهٔ ۸۱
یار از ما کناره کرد امشبرشته مهر پاره کرد امشب
ماه من رخ نهفته و زهجراندامنم پرستاره کرد امشب
غیرتم میکشد که غیر از دوربزم ما را نظاره کرد امشب
خواست اندوه ما و عیش رقیببه چه کیش استخاره کرد امشب
جای دل بود سیخ مژگانشکه بحالش قناره کرد امشب
چشم آشفته چون منجم شهرخیل انجم شماره کرد امشب
غیر داروی مدحت حیدردرد دل را که چاره کرد امشب