شمارهٔ ۷۵۱
من عاشق بتانم و این کار میکنمبر کار عاشقان ز چه انکار میکنم
گر عندلیب راست به گل هفته حدیثمن عمر صرف آن گلرخسار میکنم
من مرغ وحشی و به کسم هیچ انس نیستخود را به دام عشق گرفتار میکنم
پروانهام گریز ندارم ز روی شمعمیسوزم و دو دیده به دیدار میکنم
هرچ افتد به دست اگر سر و گر که جانمیگیریم و نثار ره یار میکنم
هرگه که تلخ میشودم کام از فراقذکر لب و دهان تو تکرار میکنم
عشق تو آتشی به نهان زد به جان منبر من مگیر خرده گر اظهار میکنم
آشفته ما و حلقه زنار زلف دوستبس سبحهها که بر سر زنار میکنم
از منجنیق چرخ گر آمد هزار سنگجا در پناه خانه خمار میکنم
میگیرم از علی دو سه جام از شراب عشقسرمست جا به مخزن اسرار میکنم