گنج

شمارهٔ ۷۵

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ارامشب۱۰ بیت
شدم به مژده وصلت امیدوار امشببه عکس هجر توام کرده سوگوار امشب
ز اشک و آه کران تا کران گرفت دلمبه این سپاه کنم با تو کارزار امشب
برای دیدن رویت اگرچه مرد رقیببیا ببین که به مردم هزار بار امشب
ز خون دل می صافم به ساغر است ولیشراب غیر به تو گشته سازگار امشب
به موج آمده سیلاب چشم در کویشبیا رقیب و از این بحر کن کنار امشب
چو گرد از سر کویش رسیده‌ام یعقوبسراغ یوسف خود گیر از این غبار امشب
نیامدی چو به بالین مرا برای علاجبیا طبیب زمانیم بر مزار امشب
قرارگاه رقیب است زلفش آشفتهمجو قرار این جان بی‌قرار امشب
ندیده‌ایم زامکان یکی نظیر علیز ممکنات گسستیم پود و تار امشب
حجاب نه توی گردون ز آه خواهم سوختاگر که برفکند پرده، پرده‌دار امشب