گنج

شمارهٔ ۷۰۷

قافیه: ازدهایم۱۵ بیت
جام جم راح آتشین دارم ‏می گلگون بساتکین دارم
رخ چو انگشت لیک از تف میبدمی چهره آتشین دارم
ایخوش آن می که شاهدش ساقیستحبذا من هم آن هم این دارم
از خم زلف یار زهره جبینچنگ در چنگ رامتین دارم
از وبال ستاره ام چه غمستزهره و مشتری قرین دارم
از چه با قطره ای درآمیزممن که دریا در آستین دارم
تا بکام است آن لب نوشیندر دهان شیر و انگبین دارم
بجز از آن دهان نگفته سخنکز نی خامه شکرین دارم
از مدیح تو ای سلیل خلیلبس تفاخر بماء وطین دارم
تو یداالله و مظهر حقیدر کف این رشته متین دارم
سحرهای مبین کند کلکمکه امامی چنین مبین دارم
از جم و خاتمش مرا چه کمستزانکه نام تو برنگین دارم
راست دانند راستان سخنمکاین دم از شاه راستین دارم
زنده زآغاز بودم از دم توچشم بر روز واپسین دارم
روز پرسش بپرس زآشفتهگو یکی بنده کمین دارم