گنج

شمارهٔ ۷

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)قافیه: ارا۱۱ بیت
ما که بردیم بسر مرحله مهر و وفا رااز چه ای عشق رعایت نکنی خدمت ما را
هر که سودای تو دارد سر خود گو نبخاردسپر از دیده کنند اهل وفا تیر جفا را
ای گروهی که ندارید بدل درد محبتدر قیامت چه بگوئید چو خوانند شما را
بقمار غم عشق تو دهم نقد دل و دینپاک بازان تو بازند چنین نرد وفا را
دلم از چشم تو دارد بجهان چشم عنایتوه که بیمار طلب کرده زبیمار دوا را
دردمند شمرد راحت جان رنج محبتتاج سر می شمرد عاشق تو تیغ بلا را
دل مجروح من از باد صبا داشت شکایتزانکه در زلف تو ره نیست بجز باد صبا را
گر خلد خار بپایش بسر آید بتکاپوطالب کعبه شناسد بطلب کی سر و پا را
جای در کعبه دل از چه دهی نقش بتان راهان مکدر چکنی آینه صنع خدا را
نبری ره بطریقت نروی سوی حقیقتاگر ایشیخ متابع شده ی نفس و هوا را
مهر آشفته فزون گشت چو سرزد خط سبزشاندرین سبزه ببین خاصیت مهر و گیا را