گنج

شمارهٔ ۶۸۸

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: الم۱۱ بیت
سالها رفت که ای عشق نگیری خبرمباز غوغا کن و سودا شو و بازآبسرم
سر بی شور نگنجد به تن عاشق مستخبری زآمدنت کو که کند باخبرم
تو بهر رنگ درآئی زدرم زیبائیبسرو سینه و دل پای نه و بر بصرم
اندر این باغ ندارم زچمن پیرا چشممن که از داغ غمت لاله خونین جگرم
بوئی از مصر محبت سوی من آر بشیرپیر کنعانم و مشتاق ببوی پسرم
منکه سایم بدر پیر مغان جبهه زعجزکی شود خم پی تعظیم سلاطین کمرم
توئی ای دوست شمال و منم آن مشت غباربا حضور تو مپندار که ماند اثرم
در بر تابش خورشید نماند شبنمدر بر جلوه تو نام خودی می نبرم
بطواف حرم آشفته رسیدم با سربشکستند گر از سنگ جفا بال و پرم
کردم از پارس سفر بر در شاهنشه طوسوه که از بخت بلند است مبارک سفرم
مس قلبی که مرا بود به اکسیر رسیداحمد لله تعالی که سراپای زرم