شمارهٔ ۵۳۸
مطرب نوا بپرده عشاق ساز کردکاز شور در عراق هوای حجاز کرد
برگشته از حجاز سوی میکده بسرزاهد سوی حقیقت میل از مجاز کرد
حل گشت بر حکیم معما زگفتیلعل شکرفشان بتکلم چو باز کرد
عاشق بخواب نیست در چشم اگر به بستکز بهر دید غیر بخود در فراز کرد
پیشی زهم گرفته بقربانگه این و آنکز خون رقم بچهره چو خط جواز کرد
برخاسته بپیش قدت با نیاز وعجزبر شاهدان باغ اگر سرو ناز کرد
کوته نظر مخوانش چون زاهدان شهرکاشفته صرف زلف تو عمر دراز کرد
شیخ ار رود بطوف حرم رند پاکبازرو بر در حریم علی با نیاز کرد
زاهد نبرده سجده بخاک در مغاناو را بشرع عشق نگوئی نماز کرد