گنج

شمارهٔ ۵۱۲

قافیه: انیدارد۱۰ بیت
از سر چو کله در برم آن ترک براندازدهر کس نظری دارد در پاش سراندازد
بی دیده نمیبیند رخسار نگارین راهر کو بصری دارد بر تو نظر اندازد
گر بگذری از کنعان ای یوسف روحانییعقوب زدل بیرون مهر پسر اندازد
در طور غم عشقت چون شعله زند آتشصد کوه چو سینا را پرت از کمر اندازد
آنرا که نظر روزی افتاد بر آن منظرحاشا که نظر هرگز جای دگر اندازد
کو ساقی میخانه کز لطف کریمانهاز هر دو جهان ما را خوش بیخبر اندازد
هر چند بپوشانی خورشید تو در منظرناچار که خور پرتو بر بام و در اندازد
آشفته غم هجرش بنوشتی و میترسمکاتش نی کلک تو در خشک و تر اندازد
اکسیر شود خاکم برتر شوم از افلاکگر پیر مغان از مهر بر من نظر اندازد
آن دست خدا حیدر آن حیدر اژدر درکز هر نظر امکان را طرح دگر اندازد