گنج

شمارهٔ ۴۸۴

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ویید۸ بیت
دل دیوانه ز زلفت چو رها می‌گرددهست مرغی که ز کاشانه جدا می‌گردد
تا که مهر رخ تو شمع درونست مرامه چو پروانه به گرد سرما می‌گردد
لیک آن را که بود مهر تو با جان پیوندحاش لله که ز دام تو رها می‌گردد
این قماری که دلم باخت حریفان در عشقدر همه عمر پی نقش وفا می‌گردد
دل آشفته گر از زلف تو پیوست بخطاز پی خاصیت مهر و گیا می‌گردد
زاهد ار طوف کند خانه کعبه به گمانلیک عارف ز پی خانه خدا می‌گردد
سعی در مروه ندارد به قیاس این مقدارگرد میخانه چو رندی به صفا می‌گردد
در میخانه توحید علی آن که سپهربه طواف در او بی‌سر و پا می‌گردد