گنج

شمارهٔ ۴۶۹

گلبنان انجمن خاص بیاراسته‌اندبلبلان خوش به نواسنجی برخاسته‌اند
شاهدان چمن از لطف تقاضای بهارغازه کردند رخ خویش و خود آراسته‌اند
لیک گلچهره‌بتان در همه فصل و همه وقتآنچنانند نه خود یک سر مو کاسته‌اند
عارفانی که به گل نغمه چو بلبل سنجندگلبنانند که از گلبن دل خاسته‌اند
همه درویش تو آشفته‌صفت ای مولاکسوت مهر تو بر خویش به پیراسته‌اند