شمارهٔ ۳۹۴
دلبر از کین بنگر با من دلداده چه کردغم آن سرو سهی با دل آزاده چه کرد
گر مرا خرقه برهن می نابست چه باکزاهد شهر ندانی که بسجاده چه کرد
زده از مشگ ختن خال معنبر بر گلبنگر این نقش که با آینه ساده چه کرد
دل که دیوانه و زنجیری او نیست کجاستچابکی بین که بیک جلوه پریزاده چه کرد
ساقی از بوی میش کرد مرا آشفتهبا حریفان بنگر نشئه آن باده چه کرد