شمارهٔ ۳۷۱
نیک باشد هر آنچه یار کندعاشق این قول اختیار کند
مار ضحاک و جادوی بابلپیش زلف تو زینهار کند
با تو گل روست احتمال رقیببلبلی شکوه کی زخار کند
هر کرا عقل و دین بسودا رفتگرنه عاشق شود چکار کند
آهوی جان شکار چشمانشبنظر شیر را شکار کند
جرعه ای از شراب خانه عشقرفع درد سر خمار کند
بگشا لب برفع شک حکیمتا به این نقطه اختصار کند