شمارهٔ ۳۵۰
این زندهرود دیده ز بس آب میدهدناچار هرچه هست به سیلاب میدهد
لنگر فکن به میکده این یک دو روز عمردوران چو کشتی تو به غرقاب میدهد
دل دردمند عشق و شفاخانه لبتما را دوا به شکر و عناب میدهد
خاریم ما به گلشن ایام و باغبانما را طفیل سنبل و گل آب میدهد
دریای حسن موج زد اندر کنار یارنافش عیان نشانه ز گرداب میدهد
ترکی که گردم باده اغیار شد سرشکی گوش دل به صحبت احباب میدهد
نازم به صیرفی خرابات کز کرممس میستاند از تو زر ناب میدهد
باب الله است حیدر و شیخ از در غلطما را عبث نشانه به هر باب میدهد