شمارهٔ ۳۰۲
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ازنیست۷ بیت
خون همه آفاق بخوردی و بست نیستبردی دل و دین همه پروای کست نیست
از شورش اغیار تو را رنجه نشد طبعتو شکری و باک زشور مگست نیست
تو خود گل نوخیزی و مغرور زحسنیاندیشه زگلچین و غم از خار و خست نیست
مجنون بفغان است در این قافله لیلاخوش خفته تو و گوش ببانگ جرست نیست
آئینه ای از زنگ بپرهیز خدا راآلوده شوی بیم چو زاهل هوست نیست
ای مرغ هما با مگسی چند بپروازتو طوطی و هر زاغ و زغن هم قفست نیست
یرغو مبر آشفته تو جز بر در حیدرزیرا که بجز دست خدا دادرست نیست