شمارهٔ ۲۰۰
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: ارازدسترفت۷ بیت
من بخود مشغول و یار از دست رفتچون کنم یاران که کار از دست رفت
روزگارم صرف شد در انتظارتیغ برکش روزگار از دست رفت
عقل و دین و صبر و هوشم بد دریغعشق آمد هر چهار از دست رفت
باز پس ناید دگر زان چین زلفدل که ما را چند بار از دست رفت
دل ندادم تا که بودم اختیارچون کنم چون اختیار از دست رفت
تا که با پیمانه شد عهد و قرارعهد و پیمان و قرار از دست رفت
هست آشفته علی چون یار دلاز چه میگوئی که یار از دست رفت