گنج

شمارهٔ ۱۳۲

عشق بتان حاصل ایام ماستکام نجستن ثمر کام ماست
عشق بتان و بت بتخانه چیستبشکنم این جمله که اصنام ماست
تا که نعیم ابدی یافتمهر دو جهان حاصل انعام ماست
زین همه حلوا که دهان مملو استزهر هلاهل زچه در کام ماست
عشق زآلایش عاشق بریستعشق در اینمرحله بدنام ماست
آنکه تو گوئیش که او دلبر استگر نگری غایت اوهام ماست
طره شبرنگ تو چون باز شدصبح ازل در کنف شام ماست
تا که دلم محرم کوی تو شدکعبه همه عمر با حرام ماست
زلف تو زنار دلم از چه شدکفر چرا رهزن اسلام ماست
دل بهوای دگری طایر استسبحه و زنار چرا دام ماست
گفتمش آشفته که بوده است گفتسوخته ی در هوس خام ماست