گنج

شمارهٔ ۱۳

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ما۷ بیت
بیدوست پایدار نباشد نشست مااما چه چاره چاره نیاید زدست ما
بنشست نقش دوست و برخاست ماسوادر بزم غیر هم بتو باشد نشست ما
دل خون شده است و ریخته در ساغرم چو میبگذر تو محتسب زچه خواهی شکست ما
قتلی اگر که مست کند لاجرم خطاستخاصه که از ختا بود این ترک ما
از رشته دو زلف بتی اهرمن فریبزنار بسته است دل بت پرست ما
آشفته پی بمرتبه مرتضی که بردبر اوج عشق ره نبرد عقل پست ما
حق رتبه اش شناسد و احمد ولیک مندانم طفیل اوست همه بود و هست ما