شمارهٔ ۱۲۱۹
ایکه مطبوع و شوخ و دلبندیاز چه با مات نیست پیوندی
تیغ بر کش بکش ملول نباشاگر از قتل بنده خرسندی
هر که بیند بکشته ام گویدکام دل یافت آرزومندی
غیر تسلیم نیست چاره عشقچکند بنده با خداوندی
تلخکامی کوه کن ببرداز تو شیرین دهن شکر خندی
روی و موی تو بد غرض که خدایبشب و روز خورد سوگندی
دید یعقوبت و زخاطر کردکه از او گم شده است فرزندی
حال عقل و کشاکش عشقتجنگ دیوانه با خردمندی
نام بردی زغیر از آن لب نوشبر بزخمم نمک پراکندی
چند ای شیخ درس فقه و اصولدرس عشقی بیا بخوان چندی
تا چو آشفته بگسلی زجهانخویشتن را بدوست پیوندی