گنج

شمارهٔ ۱۱۹۴

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اکردی۹ بیت
در همه آفاق طاقی در همه عالم تمامیصبح عیدی شام وصلی ماه خاصی شمع عامی
همچو کیفیت به طبعی همچو مینایی به چشمیچون روان جاری به جسمی ذوق‌سان مضمر به کامی
در همه صورت بدیعی در همه معنی لطیفیدر همه چشمی قبولی در همه خویی تمامی
عاجزم اندر صفاتت تا چه خواهد بود ذاتتنور محضی جان صرفی یا ملک یا مه کدامی
همچو نشئه در شرابی نای مطرب را نواییگلبن و سروی به بستان آفتاب و مه به نامی
رند مستی پارسایی مطربی مانی نواییساقی‌ای در بزم مستان یا که صهبا یا که جامی
چون دُهُل اندر خروشی خُم‌صفت دایم بجوشیزآتش می پخته کن خود را تو ای صوفی که خامی
نیک‌نامی در طریق عشق بدنامی است خوش باشگر تو بدنامی به عشق آشفته آخر نیک‌نامی
خدمتت آرد فرشته هم غلام تست غلمانگر به خیل بندگان حیدر صفدر غلامی