گنج

شمارهٔ ۱۱۱۶

قافیه: اعی۱۱ بیت
ای ترک ندانم زچه خیل و چه سپاهیدانم که تو بر خیل نکویان همه شاهی
ترکان جهان لشکر و بر جمله امیریخوبان همه سیاره تو بی پرده چو ماهی
تو یوسفی و چاه نهفتی بزنخدانیوسف بره مصر گر افتاده بچاهی
ای قبه خرگاه تو برتر زمه و مهرهندوی فلک کیست بخیل تو سیاهی
این خاک غم انگیز بود تربت عشاقکش نیست بجز لاله در این دشت گیاهی
شاید که براهی گذری ای بت طنازهر روزه نشینم بامید تو براهی
پاداش وفا خون من خسته خورد دوستعشاق جز این جرم ندارند گناهی
در هجر ووصال تو تن از ضعف و زقوتگاهی بودم کوه و شود کوه چو کاهی
از لطمه هجر تو بچشم من و جسممنه مانده نم اشکی و نه قوت آهی
آشفته بلا میرم و این شهر خرابستجز کوی خرابات نداریم پناهی
ای سرور آفاق علی میر ولایتکاسلام مرا حب تو بوده است گواهی