گنج

شمارهٔ ۱۰۵

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: انت۱۰ بیت
ای خرد طفلی از دبستانتعقل مدهوش چشم مستانت
شیر نخجیر آهوی نگهتپور دستان اسیر دستانت
خیز ای شیر عقل کاتش عشقشرر افکند در نیستانت
شاهد مست شب چوپرده فکندشمع بیرون کن از شبستانت
نار پستان اگر نجوئی بهگر بود یار نار پستانت
آب آتش مزاج آتش رنگببرد سردی زمستانت
گر چمد سرو قامتی در باغچه تمتع زسرو بستانت
خط سبزت بگرد لب سرزدطوطی آمد بشکرستانت
گفتی آشفته را چه نام و کدامعندلیبی است از گلستانت
گر مرا رد کنی زخیل سگانمن پناه آورم بسلمانت