گنج

شمارهٔ ۱۰۲۴

قافیه: الهای۱۴ بیت
از جرس دیدی فغان برخاستهناله از دل آنچنان برخاسته
کیمیا دارد نشان سیمرغ ناماز وفا نام و نشان برخاسته
رسم کجرفتاری اهل زمیناولا از آسمان برخاسته
استخوان دنیا و گردش ما سگانزآن محبت از میان برخاسته
نیشکر آورده حنظل نخل صبربو زگل و زگلستان برخاسته
کافران بگسسته زنار و صلیبرسم اسلام از جهان برخاسته
نشئه از می رفته و نغمه زرودشمع را سوز از زبان برخاسته
نای را گشته نفس در دل گرهوز دل بربط فغان برخاسته
خضر گمگشته در این ظلمت سراآب حیوان از میان برخاسته
نوح را کشتی تبه گشته مگرزین میانه بادبان برخاسته
آتش نمرود سوزان و خلیلآه و فریادش زجان برخاسته
عاشق سودازده از آن میاناز سر سود و زیان برخاسته
از پی حرز امان از هر بلامرغ طبعم مدح خوان برخاسته
پرزنان آشفته شد سوی نجفروی بر دار الامان برخاسته