گنج

بخش ۲۰ - آگاهى یافتن ویرو از بردن شاه ویس را

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۱۹ بیت
چو ویرو از شهنشاه آگاهی یافتز تارم باز گشت و تیره بشتافت
چو او آمد شهنشه بود رفتهبه چاره ماهرویش را گرفته
هزاران گوهر زیبا سپردهبه جای او یکی گوهر ببرده
بخورده با پسر زنهار شهرونهاده آتش اندر جان ویرو
دل ویرو پر از پیکان تیمارهم از مادر هم از خواهر به آزار
هم از باغ وفا رفته بهارشهم از کاخ صفا رفته نگارش
حصارش درج و در افتاده از درجکنارش برج و ماه افتاده از برج
چو کان سیم بود از ویس جانشقضا پرداخته از سیم کانش
اگرچه کان سیمین بی گهر شدز گوهر چشم او کان دگر شد
دل ویرو ز هجران بود نالاندل موبد ز جانان بود بالان
گهی بارید چشمش بر گل زردگهی نالید جانش از غم و درد
چنان بگسست غم رنگ از رخانشکه گفتی از تنش بگسست جانش
جدایی پردهٔ صبرش بدریدز مغزش هوش چون مرغی بپرید
بسی نفرید بر گشت زمانهکه کردش تیر هجران را نشانه
ازو بستد نیازی دلبرش رابه خاک افگند ناگه اخترش را
ولیکن گرچه با ویرو جفا کردبدان کردار با موبد وفا کرد
ازو بستد دلارام و بدو دادیکی بیداد برد از وی یکی داد
یکی را خانهٔ شادی کَشُفتهیکی را باغ پیروزی شکفته
یکی را سنگ بر دل خاک بر سریکی را جام بر کف دوست در بر