گنج

شمارهٔ ۸۲

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انیکرد۱۳ بیت
با من این روحِ سبک‌سیر گران‌جانی کردتنم از پای درآورد و رجزخوانی کرد
همچو سهراب مرا رستم غم کشت و سپسچاک زد سینه و اظهار پشیمانی کرد
غم به ویرانهٔ دل کرد همان کار که‌اشموکب شاهی با کلبهٔ دهقانی کرد
آنچنان کز غرض شخصی ویران وطنی استزندگی با من یک عمر غرض‌رانی کرد
حسّ من با من آن کرد که عالم دانندمخبرالسلطنه با روح خیابانی کرد
ز محیط از چه کنم شکوه به هرجا که غمیبود آورد دودستی به من ارزانی کرد
زورق راحت و آسایش و آرامش منمرکز خائن و بی‌عاطفه طوفانی کرد
اجنبی‌پروری و روح خیانتکاریچه بگویم که چه با کشور ساسانی کرد
داغدار است دل از دست ریاکاریِ شیخبس سیه‌کاری کین داغ به پیشانی کرد
قدرنشناسیِ یک ملّتم این آخرِ عمربه در از شهر چو درویشِ بیابانی کرد
پرتو نور تجدد ز خیابان جدیدروح امثال خیابانی نورانی کرد
عارف از جاده راست قدم کج ننهادرفت و بس شکر که از باعث این بانی کرد
پیشرفت آنچه در این صفحه امیر لشکرکرد از پرتو اقبال رضاخانی کرد