گنج

شمارهٔ ۷۱ - صدای نالهٔ مظلوم

تو دادگر شو اگر رحم دادگر نکندبکن هر آنچه دلت خواست او اگر نکند
صدای نالهٔ مظلوم در دلِ ظالمبه سنگِ خاره کند گر اثر اثر نکند
ببین به بین‌النهرین انگلیس آن ظلمکه کرد در همه گیتی به بحر و بر نکند
به روح عالم اسلام زین جهت کاریکه کرد طفل به گنجشکِ کنده‌پر نکند
ز نو بباید یک خلقتِ دگر کابقابه خانوادهٔ ننگینِ بوالبشر نکند
به شیخِ شهر ز مستان بگو که بیش از حدبه حدِّ غیر تجاوز ز حد به در نکند
به زور مشت ز اشراف زر بگیر که تاوکیل بهرِ تو تعیین به زورِ زر نکند
وکیلِ تودهٔ ملّت برای هر خائنکه شد وزیر سر و سینه را سپر نکند
جز این مدار توقع سرِ خیانتکاربه دار تا نرود رفعِ دردسر نکند
ز بعدِ کشتنِ پروانه شمع صبح نکردوکیلِ خائن امید است سال سر نکند
کسی که هست طرفدارِ اجنبی خود رابگو به حقّه طرفدارِ رنجبر نکند
در انتخاب به تخریبِ مملکت ای کاشکمک به بی‌شرف ارباب برزگر نکند
رعیتی که برِ تاک و خُم کمر خم کردروا بُوَد به نُه افلاک خم کمر نکند
بدان که تا نشود زیر و رو نریزد خونبه جای آب در این کشتِ نو ثمر نکند
به شاه کشور جمشید جم پس از تبریکبگو خرابهٔ جم را خراب‌تر نکند
چگونه گشت طرفدارِ رنجبر عارفکسی که خرد تن و گردنش تبر نکند