گنج

شمارهٔ ۷۰ - به ادوارد براون

به سال شصتم عمرت، نوید جشن رسیدبمان که بعد صد و بیست سال خواهی دید
که روی علم و ادب همچو موی صورت توبه پیش اهل هنر، از تو گشته روی سفید
به کشتزار ادب، تا به شصت سال دگرز خرمن ثمرات تو، خوشه باید چید
به لوح خاطر ایرانیان به نام «براون»نوشته با خط برجسته که السعید سعید
هر آنچه مانده ز عمر من است، تقدیمتنمودم ار بتوان عمر را به کس بخشید
تو جاودان به جهان زنده باش و، علم و ادبچو خضر ز آب حیات تو، زندهٔ جاوید
کدام جان؟ که به شعر و ادب نشد ز تو شادکدام دل؟ که سر مو، ز دست تو رنجید
به قدر عارف، کس نیست قدردان «براون»مگر کسی که تواند به قدر او فهمید