شمارهٔ ۲ - نامه عارف به دوستش محمدرضا هزار قافیه: ارنتوانکرد۲ بیت هزار مرتبه جانی که جانم از دستشبه لب رسیده فدای «هزار» نتوان کرد هزار درد نهان دارمی که یک ز هزاربه جز «هزار» به کس آشکار نتوان کرد