گنج

شمارهٔ ۹۲ - در مطایبه

در جهان چندان که گویی بی‌شمارنیستی و محنت و ادبیر هست
وز فلک چندان که خواهی بی‌قیاسنفرت آهو و خشم شیر هست
گر ز بالای سپهر آگه نه‌ایزین قیاسش کن که اندر زیر هست
دورها بگذشت بر خوان نیازکافرم گر جز قناعت سیر هست
نام آسایش همی بردم شبیچرخ گفتا زین تمنی دیر هست
گفتمش چون گفت آن اندر گذشتگر کنون رغبت نمایی ... هست