شمارهٔ ۴۷۹ - در موعظه
پیشی ز هنر طلب نه از مالاکنون باری که میتوانی
هان تا به خیال بد چو دوناندر حال حیوة این جهانی
افزون نکنی برانچه داریقانع نشوی بدانچه دانی
مشغول مشو به تن نه اینیفارغ منشین ز جان نه آنی
گر جانت به علم در ترقی استآنک تو و ملک جاودانی
ورنه چو به مرگ جهل مردیهرگز نرسی به زندگانی
دانی چه قیاس راست بشنوبر خود چه کتاب عشوه خوانی
زین سوی اجل ببین که چونیزان سوی اجل چنان بمانی