گنج

شمارهٔ ۴۶۰ - حسب حال

کسی که مدت سی سال شعر باطل گفتخدای بر همه کامیش داد پیروزی
کنون که روی نهد جمله در حقیقت شرعچه اعتقاد کنی باز گیردش روزی
برو که عاقل از این اختیار آن بیندکه کشت تشنه نبیند ز ابر نوروزی
ز شعر نفس تو آن بارهای عار کشیدکه چون هلال به طفلی درآیدش کوزی
ز شرع جان تو آن شعلهای نور کشدکزو به هر فلکی آفتابی افروزی
ولیک تا تو همان عود وزن می‌سازیولیک تا تو همان عود بحر می‌سوزی
تو حرف شرع کی آری برون ز مخرج شعرتو علم آنت نباشد کزین در آن توزی
توراء شرع به آخر همی بری و خطاستچو عین شعر به آخر بری بیاموزی