شمارهٔ ۸
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: یدست۷ بیت
خطّی است که بر عارض آن ماه تنیدهستیا دست فلک غالیه بر ماه کشیدهست
یا رهگذر مورچگان است به گلبرکیا بر سمن تازه بنفشه بدمیدهست
در جمله یکی خط بدیع استکه آن خطصد توبه شکسته است و دو صد پرده دریدهست
من عاشق آن تُرک پریزاد که او راهم جعد پریشیده و هم زلف خمیدهست
صورتگر چین از حسد صورت خوبشهم خامه شکسته است و هم انگشت گَزیدهست
من از همه املاک دلی دارم و جانیو اندر دل و جانم گل شادی شکفیدهست
دل دوستی یار دلارام گرفته استجان بندگی شاه جهاندار گزیدهست