شمارهٔ ۳۶
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: انهکنم۷ بیت
اگر یگانه شوی با تو دل یگانهکنمزعشق و مهر دگر دلبرانکرانه کنم
وگر جفا کنی و بگذری ز راه وفادو دیده تیر جفای تو را نشانه کنم
رمیده کرد زمن گردش زمانه تو رابدین سبب گله ازگردش زمانه کنم
سیاه خال تو دانه است و تیره زلف تو دامبه دام بسته شوم گر طمع به دانه کنم
به مجلسی که رفیقان نگاه دارندتبه چشم با تو سخن گویم و بهانه کنم
چو ننگرند رفیقان نگه کنم سوی توچو بنگرند نگه سوی آستانهکنم
اگر چو مرغ برآرم زآرزوی تو پرهمه به کوی سرای تو آشیانه کنم