شمارهٔ ۱۴
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اربایدکرد۷ بیت
مرا گذر بهسوی کوی یار باید کردزدیده بر سرکویش نثار باید کرد
چو در فتاد بهدام آن نگار سیم اندامسه بوسه از دو لب او شکار باید کرد
چو وصل بر سر کوی استوار خواهد شددر سرای به قفل استوار باید کرد
همه حدیث سماع و شراب بایدگفتهمه حکایت بوس وکنار بایدکرد
وگر به وقت صبوح از خمار باشد رنجشراب و بوسه علاج خمار باید کرد
چو یار نیست به دست آرزوست اینکه مرانخست باری تدبیر یار باید کرد
شفیع باید بردن مگر بسازد یارچو یار ساخته شد سازگار باید کرد